rainy love

همیشه یکی هست که درد دلت رو بهش بگی/از اون روزی بترس که همون بشه درد دلت

سلام,از همتون معذرت می خوام که یه مدتی نبودم.دست من نیس که تقدیر روزگاره

هر اومدی یه رفتیم داره دیگه نه؟؟

 

یه مدتی از پیشتون میرم ولی در این وب رو همتون بازه.شاید بعدنا بیام و دوباره بنویسم.همتونو خیلی خیلی خیلی دوستون دارم.به جون عزیزترین کسم که خودش میدونه کیه اگه مجبور نبودم نمیرفتم ولی یه مشکلی واسم پیش اومده.

از مسعود عزیزمم معذرت می خوام که قرار بود یه تولد حسابی براش اینجا بگیرم ولی نشد.تولدت مبارک عشقم(ببخشید که دیر شد)

فراموشتون نمیکنم.به امید دیدار دوباره.خداحافظتون

http://www.persianupload.com/5043819

بارونی شده در یکشنبه ۱۳۸۸/٩/۸ساعت ٦:٠٠ ‎ب.ظ توسط kimi p!nkبارونی باشین () |

سلام.امروز می خوام یه پستی بذارم که  اصن با موضوعه وبم جور نیست,ولی از شعرش خوشم اومد گفتم بیام اینجا بذارمش که شوماام بخونینلبخند

راستش این شعراز وبلاگ یکی از دوستای گلم بر داشتمقلباینم لینک وبشه--->http://www.gazafgo.persianblog.ir/لبخند

یه شب که من خیلی خسته بودم
همین جوری چشمامو بسته بودم
سیاهی چشام یه لحظه سر خورد
یکدفعه عین
مرده ها خوابم برد
تو خواب دیدم محشر کبری شده
محکمه ی الهی برپا شده
خدا
نشسته مردم از مرد و زن
ردیف ردیف جلوی روش وایسادن
چرتکه گذاشته و حساب می
کنه
به بنده هاش خطاب خطاب می کنه
می گه چرا اینهمه لج می کنید
راهتونو هی
بیخودی کج می کنید
آیه فرستادم که آدم بشید
با دلخوشی کنار هم جم
بشید
دلای غم گرفته رو شاد کنید
با فکرتون دنیا رو آباد کنید
عقل دادم
برید تدبر کنید
نه اینکه جای عقل و کاه پر کنید

من به شما چقدر ماشاالله
گفتم
نیافریده بارک الله گفتم
من که هواتونو همیشه داشتم
حتی یه لحظه
گشنتون نذاشتم
اما شما بازی نکرده باختین
!
نشستید و خدای جعلی ساختین

هر کدوم از شما خودش خدا شد
از ما و آیه های ما جدا شد
یه جو زمین و این همه شلوغی؟

اینهمه دین و مذهب دروغی؟

حقیقتاً شما ها خیلی پستین
خر
نباشین، گاو و نمی پرستین
از تو جمع یکی بلند شد ایستاد
بلند بلند هی صلوات
فرستاد
از اون قیافه های حق به جانب
هم از خودی شاکی هم از اجانب
گفت چرا
هیچکی روسری سرش نیست
پس چرا هیچکی پیش همسرش نیست
چرا زنها اینجوری بدلباسن؟

مردای غیرتی کجا پلاسن؟

خدا بهش گفت بتمرگ حرف نزن
اینجا که
فرقی ندارن مرد و زن
یارو کنف شد اما از رو نرفت
حرف خدا از تو گوشش تو
نرفت
چشاش میچرخه ، نمیدونم چشه

آهان ! میخواد یواشکی جیم بشه

دید
یکمی سرش شلوغه خدا
یواش یواش شد از جماعت جدا
با شکمی شبیه بشکه نفت
سرش
رو پایین انداخت و رفت
قراول ها چندتا بهش ایست دادن
یارو وا نستاد، تا جلوش
واستادن
فوری درآورد واسشون چک کشید
گفت ببرید وصول کنید خوش باشید
دلم
برای حوری ها لک زده
دیر برسم یکی دیگه تک زده
اگه نرم حوریه دلگیر
میشه
تورو خدا بزار برم دیر میشه
قراول حضرت حق دمش گرم
با رشوه ی خیلی
کلون نشد نرم
گوشای یارو رو گرفت تو دستش
کشون کشون برد و یه جایی
بستش
رشوه ی حاجی رو ضمیمه کردن
توی جهنم اونو بیمه کردن
حاجیِ داشت بلند
بلند غر میزد
داشت روی اعصابا تلنگر میزد
خدا بهش گفت دیگه بس کن حاجی
یه
خورده هم حبس نفس کن حاجی
اینهمه آدمو معطل نکن
بشین دیگه اینقده کل کل
نکن
یه عالمه نامه داریم نخونده
تازه! هنوز کرات دیگه مونده
نامه ی تو پر از کارای زشته

کی به تو گفته جات توی بهشته؟

بهشت جای آدمای
باحاله
ولت کنم بری بهشت؟! محاله
یادته که چقد ریا می کردی؟

بنده های ما رو سیاه میکردی

تا یه نفر دور و برت میدیدی
چقدررر والضالین رو میکشیدی!

اینهمه که روضه و نوحه خوندی
یه لقمه نون دست کسی
رسوندی؟

خیال میکردی ما حواسمون نیست؟

نظام هستی کشکی کشکیست؟
!
هر کاری
کردی بچه ها نوشتن
می خوای برو خودت ببین تو زونکن
!
خلاصه وقتی یارو فهمید
اینه
بازم نمیتونست درست بشینه
!
کاسه ی صبرش هی سر میرفت
تا فرصتی گیر می
آورد در میرفت
قیامتِ اینجا، عجب جاییه
!
جون شما خیلی تماشاییه
از یه طرف
کلی کشیش آوردن
کشون کشون همه رو پیش آوردن
گفتم اینا رو که قطار
کردن
بیچاره ها مگه چیکار کردن؟
!
مأموره گفت میگم بهت من الان
مفسد فی
الارض که میگن همین هان
گفتش اینا بهشت فروشی کردن
بی پدرا خدا رو جوشی
کردن
به نام دین حسابی خوردن اینا
کفر خدا رو در آوردن اینا
بدجوری
ژاندارک رو اینا چزوندن
زنده توی آتیش اونو سوزوندن
روی زمین خدایی پیشه
کردن
خون گالیله رو تو شیشه کردن
اگه بهش بگی کلات و صاف کن
بهت میگه بشین
و اعتراف کن
همیشه در حال نظاره بودن
شما بگو اینا چکاره بودن؟
!
خیام
اومد! یه بطری هم تو دستش
!
رفت و یه گوشه ای گرفت نشستش
حاجی بلند شد و با
صدای محکم گفت : این آقا باید بره جهنم
خدا بهش گفت تو دخالت نکن
به اهل
معرفت جسارت نکن
بگو چرا به خون اون هلاکی
اینکه نه مدعی داره نه
شاکی
!
نه گرد و خاک کرده و نه هیاهو
نه عربده کشیده و نه چاقو
نه مال این
نه مال اونو برده
فقط عرق خریده رفته خورده
آدم خوبیه هواشو داشتم
اینجا
خودم براش شراب گذاشتم
یهو شنیدم ایست خبردار دادن
نشسته ها بلند شدن
ایستادن
حضرت اصرافیل از اونور اومد
رفت روی چارپایه و چند تا صور زد
دیدم
دارن تخت روون میارن
فرشته ها رو دوششون میارن
مونده بودم که این کیه
خدایا؟
!
تو محشر این کارا چیه خدایا؟
!
فکر میکنین داخل اون تخت کی
بود؟
!
الا میگم، یه لحظه.... اسمش چی بود؟

همون که کارش عالی بود!!
همون که تو دنیا مثل توپ صدا کرد
!!
همونی که این لامپا رو اختراع
کرد
!
همونی که کارش عالی بود، اون دیگه
!
بگید بابا! توماس ادیسون
دیگه
!!
خدا بهش گفت دیگه پایین نیا
یه راست برو بهشت پیش انبیا
وقت رو تلف
نکن توماس زود برو
به هر وسیله ای اگر بود برو
از روی پل نری یه وقت
بیافتی
میگم هوایی ببرند و مفتی
باز حاجی ساکت نتونست بشینه
گفت که مفهوم
عدالت اینه؟
!
توماس ادیسون که مسلمون نبود
این بابا اهل دین و ایمون
نبود
نه روضه رفته بود نه پای منبر
نه شمر میدونست چیه نه خنجر
یه رکعتم
نماز شب نخونده
با سیم میماش شب رو به صبح رسونده
حرفای یارو که به اینجا
رسید
خدا یه آهی از ته دل کشید
حضرت حق خودش رو جابجا کرد
یه کم به این
حاجی نگاه نگاه کرد
از اون نگاهای عاقل اندر سفیه شو باید بیارن اینور

با اینکه خیلی خیلی خسته هم بود
خطاب به بنده هاش دوباره فرمود
شما عجب کله
خرایی هستید
شما عجب جونورایی هستید
شمر اگه بود آدولف هیتلر هم بود
خنجر
اگر بود رُولوِر هم بود
حیفِ که آدم خودشو پیر کنه
و سوزنش فقط یه جا گیر
کنه
میگید توماس من مسلمون نبود
اهل نماز و دین و ایمون نبود
اولاً از کجا
میگید این حرفو
در بیارید کله ی زیر برفو
این من رو بهتر از شما
شناخته
دلیلشم ای چیزایی که ساخته
درسته گفته ام عبادت کنید
نگفته ام به
خلق خدمت کنید؟!

توماس نه بمب ساخته نه جنگ کرده
دنیا رو هم کلی قشنگ
کرده
من یه چراغ که بیشتر نداشتم
اونم توی آسمونا کار گذاشتم
توماس توی هر
اتاق چراغ روشن کرد
نمیدونید چقدر کمک به من کرد
تو دنیا هیچکی بی چراغ
نبوده
یا اگرم بوده تو باغ نبوده
خدا برای حاجی آتش افروخت
دروغ چرا؟ یه
کم دلم براش سوخت
طفلی تو باورش چه قصرا ساخته
اما به اینجا که رسیده
باخته
یکی میاد یه حاله ای باهاشه
چقدر بهش میاد فرشته باشه
اومد رسید و
دست گذاشت رو دوشم
دهانشو آورد کنار گوشم
گفت تو که کلت پر قرمه
سبزیست
وقتی نمی فهمی بپرسی بد نیست
اینکه نشسته یک مقام والاست
مترجمِ ،
رفیق حق تعالی است
خود خدا نیست نمایندشه
مورد ه اعتمادشه، بندشه
!
خدای لم
یلد که دیدنی نیست
صداش با این گوشا شنیدنی نیست
شما زمینی ها همش
همینین
اونور میزی رو خدا میبینین
همینطوری میخواست بلند شه نم
نم
گفت که پاشو باید بری جهنم
وقتی دیدم منم گرفتار شدم
داد کشیدم یکدفعه
بیدار شدم

 

شعر از آقای خلیل جوادی

امیدوارم خوشتون اومده باشهبغلاز همه ی اونایی که تا اخرش خوندن ممنونمچشمکبای بای

بارونی شده در پنجشنبه ۱۳۸۸/٧/٢۳ساعت ٥:٤٢ ‎ب.ظ توسط kimi p!nkبارونی باشین () |

می خواستم زندگی کنم,راهم را بستند...

        ستایش کردم,گفتندخرافات است...

                  عاشق شدم,گفتند دروغ است...

                          گریستم,گفتند بهانه است...

                                  خندیدم,گفتند دیوانه است

                                         دنیا را نگه دارید,می خواهم پیاده شوم!!

 "دکتر علی شریعتی"


ادامهٔ بارونیام
بارونی شده در پنجشنبه ۱۳۸۸/٧/۱٦ساعت ٢:٥٠ ‎ب.ظ توسط kimi p!nkبارونی باشین () |

ارزومه که یه لحظه روبروی من بایستی...

اخه قلبم نگرونه توی شهری که تو نیستی...

تو خیال کن ادمارو...

همه دنیا توی شهر...

توی شهر بی تو اما...

دل من با همه قهر...

توی شهری که تو نیستی...

همه جارو غم گرفته...

هرکجا رفتی صدام کن...

عزیزم دلم گرفته...

شدم اون غریبه ایی که...

تو نباشی نمی ارزه...

دارم از نفس می افتم...

مثل یک گیاه هرزه...

....................................

برام دعا کن عشق من

همین روزا بمیرم

 

اخه دارم از رفتنت

بدجوری گر میگیرم

 

کسی نفهمه عاشقت

جی تا سحر کشیده

 

این اخرین بار عزیز

دستامو محکمتر بگیر

 

اخه تو که داری میری

به من نگو بمون نمیر

 

اگه یه روز برگشتی و

گفتن فلانی مرده

 

بدون که زیر خاکستر

حس نگاتو برده

 

گریه نکن برای من

قسمت ما همینه

 

دستامو محکمتر بگیر

لحظه ی اخرینه,لحظه ی اخرینه...

.................................

من شاید شکستم با برگ های پاییزی

خدا نگه دار اگه دیدی نبودم یه روزی

من شاید گذشتم از تو و از عشق تو

خدا نگه دار اگه گفتم برو

من شاید بریدم از دست این زمونه

خدا نگه دار عشق بی بهونه

من شاید بعد تو مردم و تنها موندم

خدا نگه دار اگه دیگه پیش تو نبودم!!

4 uتصاویر زیباسازی ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.com

 

بارونی شده در دوشنبه ۱۳۸۸/٧/٦ساعت ۱:۱٥ ‎ق.ظ توسط kimi p!nkبارونی باشین () |

  داغ یک عشق قدیم اومدی تازه کردی

شهر خاموش دلم رو تو پر اوازه کردی

اتش این عشق کهنه دیگه خاکستری بود

اومدی وقتی تو سینه نفس اخری بود

به عشق تو زنده بودم

منو کشتییییی

دوباره زنده کردی...

تا تویی تنها بهونه واسه زنده بودنم

من به غیر از خوبی تو مگه حرفی می زنم؟

عشقت به من داد عمر دوباره

معجزه با تو فرقی نداره

تو خالق من بعد از خدایی

در خلوت من تنها صدایی

به عشق تو زنده بودم

منو کشتییییی

دوباره زنده کردی...

دوست داشتم دوسم داشتی

منو کشتییییی

دوباره زنده کردی...

رفته بود هر چی که داشتیم دیگه از خاطر من

کهنه شد اسم قشنگت میونه دفتر من

من فراموش کرده بودم همه روزای خوب

اومدی افتابی کردی تن سرد غروب

عشقت به من داد عمر دوباره

معجزه با تو فرقی نداره

تو خالق من بعد خدایی

در خلوت من تنها صدایی

به عشق تو زنده بودم

منو کشتییییی

دوباره زنده کردی...

دوست داشتم دوسم داشتی

منو کشتییییی

دوباره زنده کردی...

 

 

نمیدونم چرا...نمیدونم چرا انقد دلم گرفته...دل گرفتن یه طرف,درد و دل کردن یه طرف.همیشه حرف دلمو فقط به یه نفر می زدم.که حالا...دیگه همون یه نفرم ندارم که بتونم خودمو پیشش خالی کنم...افسوس

همیشه سعی میکردم جلوی گریه هامو بگیرم,نذارم کسی بفهمه چقد حرفای نگفته دارم.ولی دیگه نمیتونم,نمیتونم جلوی ریختن اشکام رو گونه هامو بگیرم...نمیتونم جلوی فریادمو بگیرم تا  نگه چه سختیایی کشیدم.میخوام داد بزنم به همه بگم چقد تنهام,بهشون بگم که یه عالمه حرف دارم که میخوام به یکی بزنم ولی هیچ کیو ندارم واسه حرف زدن...انگار اختیار اشکام دسته خودم نیست.خود به خود گریه می کنم...فقط نمیدونم چرا هرچی گریه میکنم حالم بهتر نمیشه؟!؟!؟

از همتون معذرت میخوام.اصلا حالو حوصله ی خبر دادن اپمو ندارم.

تا اپ بعد...بایافسوس

 

بارونی شده در چهارشنبه ۱۳۸۸/٦/٢٥ساعت ٦:٠۸ ‎ب.ظ توسط kimi p!nkبارونی باشین () |

او را دوست دارم به اندازه ی ابی اسمان,امواج دریای پرتلاتم

به اندازه ی بزرگی خدا

انقدر او را دوست دارم که حتی لحظه ای از خاطرم محو نمی شود

 او هم مرا دوست داشت به اندازه ی...اندازه اش را نمی دانم

شاید که او هم به اندازه ی من,مرا دوست داشت

او مرا دوست داشت!

عشق من و او اندازه نداشت.

عشق ما وسعتی  به بزرگی پهنای زمین داشت.

روزی که او را در اغوش کشیدم گفت:دوستت دارم!

ان لحظه حرفش را نفهمیدم گویی که او فقط یک حرف زد

نفهمیدم که او مرا دوست داشت و عشق خود را به او احساس نکردم

وقتی فهمیدم دوستش دارم که او دیگر رفته بود

و من در تنهایی و دوری از او می سوختم و وقتی به خود امدم حس کردم

که خداوند چشمانش را رو به من بسته است

عشق من سوز زمستان بود و عشق او شور بهار...

 

بارونی شده در شنبه ۱۳۸۸/٦/٢۱ساعت ۳:٤٩ ‎ب.ظ توسط kimi p!nkبارونی باشین () |

سلام,سلام,سلاااااااااااااامتصاویر متحرک ، یاهو ، زیباسازی وبلاگ ، بهاربیست             www.bahar-20.com

ببخشید مثه اینکه بازم دیر اپیدمتصاویر زیباسازی ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.comبجاش با یه خوش خبری توپ اومدمتصاویر زیباسازی ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.com

اومدم که بگم دارم میرم مسافرتنیشخندیه مدتی هم من از دسته شماها یه نفسی میکشم هم شماها از دسته من راحت میشینتصاویر زیباسازی ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.com

نه بابا شوخی کردمتصاویر زیباسازی ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.comمن که دلم واسه شماها یه ذره میشهتصاویر زیباسازی ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.comولی شماها...تصاویر زیباسازی ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.comحالا بگذریمچشمکمیخوام تفاوته دوست داشتن با عاشق بودنو از زبونه نادر ابراهیمی تو چند خط بهتون بگم.حتما بخونین.مژه

اتش بدون دود:

"عشق"در لحظه پدید می اید,"دوست داشتن"در امتداده زمان.این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است.عشق معیارها را بهم می ریزد,دوست داشتن برپایه ی معیارها بنا می شود.عشق ناگهان و ناخواسته شعله می کشد.دوست داشتن,از شناختن و خواستن سرچشمه می گیرد.

عشق قانون نمی شناسد.دوست داشتن اوج احترام به مجموعه ای از قوانین عاطفی است.عشق فوران می کند,چون اتشفشان و شره می کند چون ابشاری عظیم,دوست داشتن جاری می شود چون رودخانه ای بر بستری با شیب نرم.

عشق ویران کردن خویشتن است,دوست داشتن ساختنی عظیم.

نادر ابراهیمی

از ته ته دلم می گم دوست دارمتصاویر زیبا سازی ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.com

 

بارونی شده در دوشنبه ۱۳۸۸/٦/۱٦ساعت ۳:٢٠ ‎ق.ظ توسط kimi p!nkبارونی باشین () |

سلام,خوبین؟خوش میگذره بدون من؟!؟متفکرببخشید انقدر دیر اپیدم.نمیدونم چرا هرکار میکردم,نمیتونستم اپ کنم!!!تصاویر زیباسازی ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.comنگران

راستی بگین ببینم خوب کاری کردم فارسی نوشتم یا نه؟! اخه دیدم همه ی دوستام میگن فارسی بنویسم( البته نظر اصلیو نانی جونم دادچشمکقلب),تصمیم گرفتم از این به بعد با فونته فارسی بنویسم.حالا شما بگین فارسی بنویسم بهتره یا اینگیلیسی؟!؟

حرف از نانی عزیزم شد یادم رفت ازش تشکر کنم که دوباره برگشت پیشمونقلبنانی و سحر گلم مرسی که برگشتینتصاویر متحرک ، یاهو ، زیباسازی وبلاگ ، بهاربیست             www.bahar-20.comواقعا هممونو خوشحال کردینتصاویر زیباسازی ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.comدلم واستون یه ذره شده بودناراحت

 

 

تا تو رفتی همه گفتند:از دل برود هر انکه از دیده برفت

و به ناباوری و غصه به من خندیدند.

کاش می امدی و می دیدی

که در این عرصه دنیای بزرگ,چه غم الود جدائی ها هست

و بدانی که

از دل نرود هر انکه از دیده برفت...

 تصاویر زیباسازی ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.com

نظر یادتون نره....منتظرباااااااااایتصاویر زیبا سازی ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.com

بارونی شده در سه‌شنبه ۱۳۸۸/٦/۱٠ساعت ٢:٠۸ ‎ق.ظ توسط kimi p!nkبارونی باشین () |


Design By : Night Skin